گرگها، شیردالها، جادوگرها و خیلی موجودات دیگر؛ منتظر شما هستند. آنها منتظرند تا به شما کمک کنند به خاطر بیاورید. به خاطر بیاورید که چرا اژدهای در بند؛ اسیر شده است.
امیر کنار پنجره نشسته، لپتاپش روی میز روبرویش است. اما از پنجره به درخت انار نگاه میکند. در ذهنش بمبها روی ساختمانها میافتند. در ذهنش اینترنت قطع شده است. در ذهنش به پروژهی از دست رفته فکر میکند. برگهای درخت انار را نگاه میکند که با وزش باد این سو و آن سو میروند. به داستانی که سالها در ذهنش پرورانده فکر میکند و به خودش میگوید: «هر چقدر هم منتظر زمان مناسب باشی، زمان مناسب پیدا نمیشود. زمان مناسب را باید ساخت.» و شروع به نوشتن میکند.
کتابها
مجموعه فراموشی
کتاب اول
به بیرنگی زندگی
بزرگسالی در کمین است.
دنیای بدون اژدها، دنیای جذابی نیست. این کتاب شما را به سفری در دل افسانهها میبرد، افسانههایی جدید. افسانههایی که واقعیتر از زندگی روزمرهاند.